خرید بک لینک

یک نفر...

همه ما ی نفرو داریم ک نداریمش! میدونید چی میگم؟ دوسش داریم و با قلبمون میخوایم کنارش باشیم. به یادش بیدار میشیم و شب قبل خواب بهش فکر میکنیم... براش ستاره ستاره دلخوشی آرزو میکنیم و دوست داریم سبد دلتنگیهاش همیشه خالی از دیگران و پر از ما باشه... ی نفر که میخوایم دنیا خالی شه،اما خودش باشه کنار ما و بی حوصلگی هامون... اون ی نفر همونی ک با ما ولی بی ماست...

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 13:50

مرز زندگی...

آدم‌هایی‌ را که زیاد دوستت دارند ، بیشتر دوست داشته باش و آنهایی را که زود ترکت میکنند ، زودتر فراموش کن زندگی‌ همین است تعادل میان عشق و نفرت تعادل میان بودن‌ها و نبودن ها تعادل میان آمدن‌ها و رفتن ها زندگی‌ مرزی ‌ست که میگذاری تا کسی‌ هستی‌ تو را نیست نکند مرزی برای آنهایی که می‌گویند " دوستت دارم " و " همیشه با تو خواهم ماند "

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 13:50

دیرنکن...

همیشه... در ناگهانی ترین لحظه،عزیزترین دارایی مان از دست می رود...! و ما درست همان موقع یادمان می افتد، چقدر "دوستت دارم" هایمان را نگفته ایم، "از اینکه دارَمت شادترینم" را نگفته ایم... همیشه دیر یادمان می افتد برای آنچه که داریم با خوشحالی شکر گوییم. همیشه دیر می شود. و ما بعدَش... تمامِ اندوهمان از حرف هایی ست که نزده ایم...

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 13:50

جز در هوای تو غزلم عاشقانه نیست حرفی که سینه را نگدازد ترانه نیست تا بال دربیاورم از آسمان بگو دلگرمی پرنده فقط آب و دانه نیست از دست عشق سر به کجا می توان گذاشت ما را سری ست با تو ولی سر به شانه نیست تا کی بگیرد و بخروشاندم به کوه؟ رودی ست بغض من که به دریا روانه نیست از سینه، هر نفس که برآید هوای توست دل، بی تو هرچقدر بگیرد بهانه نیست بر شاخه های خشک درختان بی بهار هر زخم تازه ای بشکوفد جوانه نیست عمری گرفته ایم فقط وقت عشق را شعری که دوست نشنودش عاشقانهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 13:50

ممنوعه...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌✦̀•̀┈̀❁̀̀❁̀┈̀•̀✦̀ * ای عشق ممنوعه ...! عاشقانه با من باش .... عشق فقط کنار هم بودن نیست ... عشق فقط حرف عاشقانه نیست ...؟ عشق فقط ظاهر نیست ...؟ عاشق که باشی .... حتی اگر نباشم .... تو عاشقانه با منی ...! عشق یعنی من و تو .....!!! *f*

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 13:50

دلتنگی را دوست دارم... میدانی! دلتنگی هایم را دوست دارم آن لحظه که به یاد تو هستم و از دوریت دلتنگ میشوم آن لحظه که از نبودن تو در کنارم به آسمان و آسمانیان شکایت میکنم و آن زمان که گریه های شبانه ام مرحمی بر دل زخمی ام نمیگذارند و دوری این همه راه و غیبت چشمهایت حس دیدن را از چشمهایم من میگرند تمام این لحظات و دقایق را دوست دارم چون میدانم که تمام من به یاد توست و از دوری تو گریان است و باز میدانم در این دقایق چقدر دوستت دارم کاش عمق کلامم را درک کنی...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 13:50

حسرت..

.. اینکه میگن از ما که دیگه گذشت قسمت نبود و قسمت نشد تا ببینیم چی پیش میاد و چی میشه پشت همه این حرفها، یه حسرته! یه حسرته طولانی و فراموش نشده که یا بهش رسیدن و از دست دادنش یا هیچ وقت بدستش نیاوردن و همیشه تو آرزوی بدست آوردنش موندن وگرنه آدم از چیزی که دوستش داره نمیگذره منتظر قسمت نمیشه و به چی پیش میاد و چی میشه دل نمیبنده!..

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 13:50

✦̀•̀┈̀❁̀̀ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 5:43

..اینکه میگن از ما که دیگه گذشتقسمت نبود و قسمت نشدتا ببینیم چی پیش میاد و چی میشهپشت همه این حرفها،یه حسرته!یه حسرته طولانی و فراموش نشده که یا بهش رسیدن و از دست دادنشیا هیچ وقت بدستش نیاوردن و همیشه تو آرزوی بدست آوردنش موندنوگرنه آدم از چیزی که دوستش داره نمیگذرهمنتظر قسمت نمیشه و به چی پیش میاد و چی میشه دل نمیبنده!.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 5:43

کاش میشد آدمی، گاهی
فقط گاهی
به اندازه نیاز بمیرد
بعد بلند شود
آهسته آهسته خاکهایش را بتکاند
اگر دلش خواست برگردد به زندگی
دلش نخواست، بخوابد تا ابد...

.

*F*

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:49

دلتنگ که می شوم...
پنجره ها را می بندم...
کرکره ها را پایین می آورم...
و روی سَردَر قفسم می نویسم...
به علت برودت هوای عشق...
همه ی پروازها ...
به مقصد آسمان مسدود است..

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:49

دلتنگی را دوست دارم... میدانی!دلتنگی هایم را دوست دارمآن لحظه که به یاد تو هستمو از دوریت دلتنگ میشومآن لحظه که از نبودن تو در کنارمبه آسمان و آسمانیان شکایت میکنمو آن زمان که گریه های شبانه اممرحمی بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:49

خوب مــــــــــن!
باهم بودن آدمها
نه به نزدیکی “تن”هاست
که به نزدیـکی “دل”هاست
“دل “اگـــــر بخواهد
“فاصله”ها بی معناست...

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 2:16


عاشقم؛
اهلِ همین کوچه ی بن بستِ کناری
که تو از پنجره اش ، پای به قلبِ
منِ دیوانه نهادی
تو کجا؟!
کوچه کجا؟! پنجره یِ باز کجا ؟!
من کجا؟!
عشق کجا؟! طاقتِ آغاز کجا ؟!

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 2:16

♡

گفتندکه؛
نامحرمی و بوسه حرام است!

دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است؟

برچسب: نویسنده: هستی رحمانی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 2:16

صفحه بندی